به گزارش پایگاه خبری نمود اقتصادی؛ اقتصاد ایران در ماههای اخیر در حالی با چالشهایی نظیر تورم بالا و فشار معیشتی بر طبقات فرودست دستوپنجه نرم میکند که نگرش حاکم بر دولت چهاردهم، همچنان چشمدوختن به سراب مذاکره و تکیه بر غرب را به عنوان راهحل اصلی مشکلات کشور تجویز میکند. رویکردی که به جای تمرکز بر ظرفیتهای درونی، تقویت دیپلماسی اقتصادی با کشورهای دوست و همسایه و اتخاذ سیاستهای دقیق ارزی، با انفعال در برابر مشکلات تنها به تشدید نااطمینانیها دامن میزند.
در این میان، برخی با فرافکنیهایی موضوعاتی مانند «ابرتورم» را در اقتصاد ایران مطرح میکنند. البته کارشناسان اقتصادی معتقدند ریشه بخشی از تورمهای کنونی، بیش از آنکه متاثر از شرایط جنگی باشد، به خطاهای فاحش سیاستگذاری داخلی و تصمیمات ارزی دولت بازمیگردد.
سید مصطفی موسوینژاد، کارشناس مسائل اقتصادی در گفتوگو با نوبنیاد به ابعاد پنهان جنگ اقتصادی و ادعای ابرتورم پاسخ داد.
موتور محرک تورم
تورم نقطهای در کانال ۸۰ درصد، ماهانه محدوده ۴ درصد، و تورم سالانه به ۷۰ درصد نزدیک میشود، علت این تورم بالا چیست؟ نقش سیاستهای ارزی دولت چهاردهم از ابتدا تا کنون چقدر است و جنگ چه سهمی در آن دارد؟
هر چند شرایط جنگی و مخاصمانه در وضعیت اقتصادی و تورم بیتأثیر نیست، اما واقعیت این است که بخش عمدهای از تورم فزاینده کنونی، ریشه در سیاستهای غلط ارزی دولت دارد؛ ادعایی که شواهد متقن و آماری فراوانی پشت آن قرار دارد.
به عنوان نمونه، نرخ تورم خوراکیها پیش از آغاز جنگ به ۱۰۵ درصد رسیده بود. جالبتر اینکه در همین یکی دو ماه اخیر که آثار تورمی ناشی از حذف ارز ترجیحی 28 هزار و 500 تومان در نیمه دیماه کمکم رو به افول گذاشته است، نرخ تورم خوراکیها مسیر صعودی خود را متوقف کرده و کاهشی شده است؛ یعنی حتی در اوج شرایط جنگی و حداکثر فشار محاصره دریایی و هوایی، تورم خوراکیها دیگر صعودی نیست؛ این یعنی موتور محرک تورم از جای دیگری آب میخورد و سیاستگذار اجرایی باید در عملکرد خود تجدیدنظر کند.

بساط ابرتورم و ترساندن مردم
برخی افراد از ابرتورم سخن گفتند، حتی عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، گفت که مانع ابرتورم شده است. چقدر احتمال وقوع ابرتورم در اقتصاد ایران وجود دارد؟
کشور بههیچوجه در شرایط ابرتورم قرار ندارد و هر کسی چنین گزارههای هراسآفرینی را مطرح میکند، جز تلاش برای ایجاد ترس و ناامیدی در دل مردم هدف دیگری ندارد.
برای تحقق ابرتورم، نیازمند کمبود مطلق کالا هستیم؛ حال آنکه انبارهای کالاهای اساسی کشور کاملاً پر است، بهطوری که از ابتدای جنگ تاکنون حتی دست به منابع استراتژیک کالاهای اساسی نیز نخوردهایم.
شرط دیگر ابرتورم، داشتن بدهی خارجی سنگین در کوتاهمدت به همراه بحران درآمدهای ارزی است. این در حالی است که نه بدهی خارجی سنگینی داریم و نه وضعیت درآمدهای ارزی کشور نامطلوب است.
براساس آمارهای رسمی وزارت نفت، درآمدهای نفتی کشور در ۶ ماهه نخست امسال کاملاً محقق شده است. درست است که صادرات غیرنفتی کاهشی بوده، اما به موازات آن واردات نیز کاهش یافته است؛ بنابراین در حوزه درآمدهای ارزی به هیچ وجه دچار بحران نیستیم.
یکی دیگر از پیششرطهای ابرتورم، رشد شدید، مداوم و پیوسته نرخ تورم است؛ اما طبق آمارهای بانک مرکزی، نرخ تورم در شهریورماه پس از ماهها روند صعودی، رو به کاهش گذاشته و نرخ تورم خوراکیها نیز دو ماه است که سیر نزولی دارد.
بنابراین، هیچیک از نشانههای ابرتورم برقرار نیست و هرکس از این کلیدواژه استفاده کند، یا از اقتصاد بیخبر است یا با علم به وضعیت، قصد دارد با روان جامعه بازی کند و مردم را بترساند.
راهکارهای دولت برای بهبود معیشت
امروز معیشت مردم وضعیت سختی دارد و اقتصاد ایران در شرایط حساسی قرار گرفته است. با توجه به وضعیت کنونی، راهکارهای پیشروی دولت برای بهبود وضعیت معیشت و خروج از رکود و… چیست؟
در شرایط فعلی، اصلیترین و مهمترین مسئله دولت باید تداوم صادرات نفت، تأمین کالاهای اساسی و ملزومات مورد نیاز بخش تولید باشد.
وزرای دولت و مقامات عالیرتبه کشور نباید شب و روز بشناسند؛ آنها باید بهصورت مستمر و میدانی با کشورهای دوست و همپیمان نظیر چین و روسیه رایزنی کنند تا نیازهای حیاتی کشور بدون وقفه تأمین شود.
در شرایطی که ایالات متحده آمریکا تحریم و محاصره هوایی علیه ملت ایران به راه انداخته است، کشورهایی چون چین با این تحریمهای ظالمانه همراهی نکردهاند؛ بنابراین ضرورت دارد دولت بهسرعت با این کشورها وارد تعاملات راهبردی و ویژه شده و نیازهای کشور را برطرف کند.
اما مایه تاسف است که میبینیم رئیسجمهور در مصاحبه با رسانههای آمریکایی، از روابط اقتصادی با چین گلایه میکند! انسان واقعاً متحیر میشود که مشاوران رئیسجمهور چه تحلیلها و مشاورههایی به ایشان منتقل میکنند که خروجی رسانهای آن چنین مواضعی میشود؟
سراب مذاکره؛ چرا دولت دل از غرب نمیبرد؟
چه اقداماتی با توجه به وضعیت کنونی باید در اولویت دولت قرار داشته باشد؛ آیا مذاکره میتواند راه نجات اقتصاد ایران باشد، چرا؟

سراب مذاکره؛ چرا دولت دل از غرب نمیبرد؟
چه اقداماتی با توجه به وضعیت کنونی باید در اولویت دولت قرار داشته باشد؛ آیا مذاکره میتواند راه نجات اقتصاد ایران باشد، چرا؟
اگر مذاکره قرار بود گرهی از مشکلات کشور باز کند، طی سالهای گذشته و در میانههای میز مذاکره، موشک بر سر ملت فرود نمیآوردهاند.
چند بار دیگر باید مسیر مذاکره را طی کنیم و دستخالی برگردیم تا بفهمیم تنها راه باقیمانده، تکیه بر توان داخلی، جهاد و مبارزه خستگیناپذیر است؟
تناقض عجیبی در گفتار دولتمردان دیده میشود؛ خود رئیسجمهور تصریح میکند که طرف مقابل به هیچکدام از تعهدات خود پایبند نیست و دیدار و مذاکره با او هیچ اثر مثبتی ندارد، اما بلافاصله باز هم اصرار بر میز مذاکره دارد.
وقتی تمام تمرکز دولت روی مذاکره باشد، طبیعی است که بهدنبال راهکارهای جایگزین، کار جهادی و پتانسیلهای داخلی نخواهد رفت.
البته وقتی تفکر حاکم بر دولت این باشد که صرفاً با امضای یک توافقنامه ساختگی با فردی چون ترامپ احساس رضایت کند، مشخص است که هیچ عایدی نصیب کشور نخواهد شد.
تنها راه برونرفت از وضعیت کنونی، تعریف روابط اقتصادی بنیادین و همهجانبه با کشورهای دوست و همپیمان است، نه مذاکراتی که ثمرهای جز معطلی کشور و معطل گذاشتن سفره مردم نداشته و نخواهد داشت.
دولت باید یک بار برای همیشه دل از غرب و مذاکره ببرد و با رویکردی انقلابی، آستین همت را برای حل مشکلات کشور بالا بزند.
دیدگاهها
ثبت دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید.