به گزارش پایگاه خبری نمود اقتصادی؛ محمدصادق درویشی، نویسنده کتاب «بیا تماشا کن»، در نشستی با عنوان «جنگ و ظرفیتهای ملی» و معرفی کتاب «بیا تماشا کن» که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد در سخنانی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای ایران و شهدای دوران دفاع مقدس گفت: انتخاب آغاز جنگ برای بزرگداشت دفاع مقدس میتواند نشاندهنده این واقعیت باشد که ایران آغازگر جنگ نبود و در موضع دفاع قرار داشت.
این نویسنده اظهار کرد: با همه تلخیها، سختیها و جنایتهایی که بر ملت ایران رفت، کشور در موضع دفاع قرار داشت؛ آن هم در شرایطی که پس از انقلاب، آمادگی لازم برای یک جنگ تمامعیار وجود نداشت. به نظر من، همین مسئله یکی از مهمترین وجوه اخلاقی دفاع ملت ایران است؛ ملتی که زیر شدیدترین حملات ارتش عراق قرار گرفت، اما از کشور خود دفاع کرد.
درویشی با اشاره به حضور اقشار مختلف مردم در جنگ گفت: وجه دیگری که شکوهمندی و شرافتمندی دفاع مردم را نشان میدهد، انسانهایی هستند که در جنگ حضور پیدا کردند؛ افرادی که آموزش نظامی ندیده بودند و اساساً برای جنگاوری تربیت نشده بودند، اما از گوشه و کنار کشور خود را به صحنه نبرد رساندند. زن و مرد، پیر و جوان، هر کدام به نحوی تلاش کردند در دفاع از کشور و تمامیت سرزمینی و اجتماعی خود نقش داشته باشند. به نظر من، همین حضور مردم، وجه اخلاقی دفاع را تکمیل میکند.
وی با بیان اینکه بسیاری از ظرفیتهای اجتماعی و ملی کشور را میتوان در همین افراد مشاهده کرد، گفت: اگر بخواهیم منابع اجتماعی و ظرفیتهای ملی را بشناسیم، یکی از نمادینترین نمونههای آن همین انسانهایی هستند که در جنگ اثرگذار بودند. معرفی این افراد، وجه اخلاقی جنگ ما را پررنگتر و کاملتر میکند.

هنر حکمرانی در شناخت و بهکارگیری ظرفیتهای اجتماعی
درویشی با طرح این پرسش که ظرفیتهای اجتماعی چگونه در دوران جنگ مورد استفاده قرار گرفتند، اظهار کرد: موضوع نحوه استفاده از این ظرفیتهای ملی و مردمی، به مسئله حکمرانی بازمیگردد. اینکه این ظرفیتها چگونه شناخته شدند، به رسمیت درآمدند، استخراج و بهکار گرفته شدند و مهمتر از همه، چگونه تجهیز شدند و به درجات بالاتری رسیدند، موضوع مهمی برای بازخوانی تجربه تاریخی ماست.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم تجربه جنگ را بازخوانی انتقادی کنیم، باید ببینیم حکمرانی در آن مقطع تاریخی چگونه از ظرفیتهای اجتماعی خود استفاده کرد و امروز نیز در مقطع مهمی که قرار داریم، با این ظرفیتها چگونه مواجه میشود.
این نویسنده با اشاره به پیچیدگی ظرفیتهای اجتماعی گفت: در صنعت نفت، یک چرخه مشخص از اکتشاف و استخراج تا پالایش و تبدیل منابع طبیعی به ثروت اقتصادی وجود دارد و در تمام این مراحل، دانش، تجربه و یک ذخیره دانایی از آن پشتیبانی میکند. اما منابع اجتماعی بسیار پیچیدهتر و چندلایهتر هستند.
درویشی افزود: هنر حکمرانی این است که در بزنگاههای مهم، وقتی شیپور جنگ به صدا درمیآید، بتواند ظرفیتهای اجتماعی را بشناسد، آنها را به رسمیت بشناسد، استخراج و بهکارگیری کند و در نهایت این منابع را تجهیز و تقویت کند.
تجربه دفاع مقدس و بسیج ظرفیتهای ملی
وی با بیان اینکه تجربه هشت سال جنگ بدون کاستی و ضعف نبود، اظهار کرد: در تجربه جنگ هشتساله، در حوزههای نظامی، پشتیبانی، مدیریت جنگ و تبلیغات، قطعاً ضعفها و کاستیهایی وجود داشته است؛ اما به نظر میرسد تجربه جنگ ایران و عراق از این منظر قابل توجه است که بخش مهمی از ظرفیتهای اجتماعی کشور در آن به کار گرفته شد.
درویشی ادامه داد: از دل تجربههای متعدد و متنوع جنگ میتوان صدایی را از اعماق جامعه ایران شنید؛ جامعهای که میل به ماندگاری و بقا داشت و نشان داد مستحق شکست نیست.
وی گفت: تنوع و تکثر نیروهایی که وارد صحنه جنگ شدند، نشان میدهد که جامعه ایران توانسته بود در آن مقطع از نیروهای اجتماعی و ظرفیتهای ملی خود استفاده کند. همین ظرفیتها به نیرویی بزرگ و مثبت برای حفاظت از کشور تبدیل شدند و حتی بسیاری از خردهظرفیتهای موجود نیز در جریان جنگ تعریف و رشد پیدا کردند.
شهید حسن باقری؛ نمونهای از ظرفیتهای اجتماعی جنگ
این نویسنده با اشاره به نمونههایی از فرماندهان دفاع مقدس اظهار کرد: یکی از نمونههای روشن، شهید حسن باقری است. او پیش از ورود به جنگ، تجربه نظامی نداشت و به عنوان یک روزنامهنگار و فردی آموزشندیده در حوزه نظامی وارد صحنه جنگ شد، اما بعدها به یکی از چهرههای برجسته و تأثیرگذار در فرماندهی و سازماندهی جنگ تبدیل شد.
درویشی افزود: شهید حسن باقری به یک فرمانده راهبردی و سازمانساز تبدیل شد و از جمله افرادی بود که در تغییر شیوه جنگیدن و ایجاد بنیانهای جدید در حوزههای مختلف نقش داشت.
وی ادامه داد: در کنار شهید حسن باقری، فرماندهان و رزمندگان دیگری مانند شهید مهدی باکری، شهید احمد کاظمی، شهید محمد و شهید داود کریمی و بسیاری از فرماندهان و رزمندگان گمنام نیز در این مسیر نقش داشتند.
روایتی از ظرفیتهای اجتماعی جنگ
درویشی درباره کتاب خود گفت: روایت زندگی شهید مهدی باکری در مقاطع مختلف، بخش مهمی از این کتاب است. باکری یکی از فرماندهان مهم و ماندگار دفاع مقدس بود، اما پیش از ورود به جنگ نیز در عرصههای مختلف اجتماعی حضور داشت. باکری در دوران پیش از انقلاب در تبریز فعالیت داشت و پس از انقلاب نیز به عنوان نخستین شهردار منتخب تبریز در نخستین انتخابات شهرداریها در سال ۱۳۵۸ و همچنین مدیر جهاد سازندگی آذربایجان فعالیت کرد.
این نویسنده ادامه داد: تجربه زندگی افرادی مانند شهید باکری نشان میدهد که چگونه ظرفیتهای اجتماعی موجود در جامعه توانستند وارد صحنه جنگ شوند و در قالب نیروهای رزمنده و نیروهای اثرگذار، بخشی از بار دفاع از کشور را بر دوش بگیرند.
وی با تأکید بر نقش مردم در روایت دفاع مقدس گفت: اساساً بدون مردم، روایت جنگ ناقص خواهد بود. نمیتوان جنگ را صرفاً از زاویه فرماندهان نظامی و نهادهای نظامی روایت کرد؛ چراکه مردم، یکی از مهمترین نمادهای ظرفیتهای ملی و منابع اجتماعی در دوران جنگ بودند.
بازخوانی تجربه جنگ برای آینده ایران
درویشی گفت: تلاش شده است در کتاب «بیا تماشا کن» روایت جنگ بر این واقعیت استوار باشد که جنگ ایران و عراق چگونه توانست در شرایطی خاص، فرماندهان، نیروهای شاخص و نمادهای خود را از دل جامعه به وجود آورد. اسناد و خاطرات فراوانی در مراکز مختلف وجود دارد و به نظرم این تجربه باید بازخوانی شود؛ نه صرفاً برای روایت گذشته، بلکه برای اینکه بتوانیم از آن برای آینده ایران استفاده کنیم.
این نویسنده در پایان با اشاره به مفهوم امید گفت: اگر قرار است تجربه تاریخی خود را دوباره بازآفرینی کنیم، باید به آینده امیدوار باشیم. امید به آینده، یکی از مهمترین فضیلتهای اخلاقی است و میتواند به عنوان نیرویی برای بازآفرینی و ادامه مسیر تاریخی ایران مورد توجه قرار گیرد.
دیدگاهها
ثبت دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید.